![]() |
![]() |
|
|
چيزي نمانده است ، پشيمان كني مرا
خداوند عشق را آفرید آن هنگام که آن بوته خار بر روی زمين تنها بود خداوند گل سرخی را درکنارش رويانيد آن گل در کنار بوته خار شکفت خداند برگشت و آن گل را از روی زمين با خود به آسمان برد . اما آن گل ديگر هرگز نشکفت نشکفت آری آن گل سرخ ريشه اش را کنار آن بوته روی زمين جا گذاشته بود آخر آن گل به آن بوته خار دل بسته بود درآن هنگام بود که خداوند گريست .. گريست و عشق را آفريد ![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 اسفند1387ساعت 7:44 بعد از ظهر توسط حسین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من و حسین قراره این وب رو کامل کنیم البته با کمک نظرات شما .
امیدوارم از مطالبمون خوشتون بیاد. |
| نویسندگان |
|
حسین حدیثه |
|
RSS
|