تبليغاتX
ღஜღ دوستان خوب ღஜღ

دلم مثل دلت خونه شقايق چشام درياي بارونه شقايق

 
مثل مردن مي مونه دل بريدن ولي دل بستن آسونه شقايق

 
شقايق درد من يکي دوتا نيست آخه درد من از بيگانه ها نيست


کسي خشکيده خون من رودستاش که حتي يک نفس ازمن جدا نيست


شقايق واي شقايق گل هميشه عاشق


شقايق اينجا من خيلي غريبم آخه اينجا کسي عاشق نمي شه


عزاي عشق غصش جنس کوهه دل ويرون من از جنس شيشه


شقايق آخرين عاشق تو بودي تو مردي و پس ازتو عاشقي مرد


توروآخرسراب وعشق وحسرت ته گل خونه هاي بي کسي برد


شقايق واي شقايق گل هميشه عاشق

 

 

 


دويديم،دويديم،دويديم به شبهاي پر از غصه رسيديم


گره زد سرنوشتامونو تقدير ولي ما عاقبت از هم بريديم


شقايق جاي تو دشت خدا بود نه تو گلدون نه توي قصه ها بود


حالا از تو فقط اين مونده باقي که سالار تموم عاشقايي


شقايق واي شقايق گل هميشه عاشق

 


+ نوشته شده در  سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 7:49 بعد از ظهر  توسط حسین | 

رفتي ولي كجا كه به دل جا گرفته‌اي‌

                                           
                                            دل جاي توست گرچه دل از ماگرفته‌اي‌

             HydroForum ® Group   
 

ديده از  اشك و دل از داغ ولب از آه پر است       عشق در   هر   گذري   رنگ   دگر مي‌ريزد



HydroForum ® Group
 
 عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست                   تا كرد مرا تهي و پر كرد زدوست‌                                                
اجزاي وجود من همه دوست گرفت                                نامي است زمن بر من و باقي همه اوست‌                    

HydroForum ® Group

مذهب عاشق زمذهب ها جداست
عاشقان را مذهب و ملت خداست
با دو عالم، عشق را بيگانگي است
واندر او هفتاد و دو ديوانگي است

             HydroForum ® Group       
+ نوشته شده در  جمعه 13 شهریور1388ساعت 9:33 بعد از ظهر  توسط حسین | 
عاشقان هرچند مشتاق حال دلبرند / دلبران در عاشقی از عاشقان عاشقترند . . .

-------------------
در این شب ها اگر باران چشمانت فرو ریخت / کویر قلب ما را هم دعا کن . . .

-------------------
تو طراوت باران ، تو سخاوت زمینی / تو کرانه های قلبم ، بهترین ، تو بهترینی . . .

-------------------
به لبخنذی مرا از غم رها کن / مرا از بی کسی هایم جدا کن

اگر مردن سزای عاشقان است / برای مردنم هر شب دعا کن . . .

-------------------
آنچنان کز برگ گل عطر گلاب آید برون / تا که نامت میبرم از دیده آب آید برون . . .

-------------------
میبخشم شهر دلم را به گل خنده های تو ، ای کلامت معنی هستی . . .

-------------------
زندگی با تو برایم بوی ریحان میدهد / بی تو اما بوی ریحان ، بوی زندان میدهد . . .

-------------------
ایمان داشته باش که کمترین مهربانی ها از ضعیفترین حافظه ها پاک نمیشوند

پس چگونه فراموش خواهی شد تو که پیشه ات مهربانی است . . . ؟

-------------------
من از یاران عاشق مینویسم ، ز اسرار حقایق مینویسم

نه از گل نه از شبنم نه از باد ، برای آن یار عاشق مینویسم . . .

-------------------
من سبز ترین واژه ملموس غروبم ، کاش در این وسعت سبز یک نفر درد مرا میفهمید . . .

-------------------
آن لحظه که قلبت به خدا نزدیک است / آن لحظه که دیده ات ز اشک خیس است

یاد آر که محتاج دعایت هستم . . .

-------------------
در حضور خار ها هم میشود یک یاس بود / در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود

میشود حتی برای دیدن پروانه ها / شیشه های مات یک متروکه را الماس بود

کاش میشد ، حرفی از کاش میشد هم نبود / هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود

-------------------
من ناخدای عشقم ، طوفان حریف من نیست / من عاشق تو هستم مجنون رقیب من نیست . . .

-------------------

به خدا این دل من در تب و تاب تو گذشت / مکتب عشق تمامش به کتاب تو گذشت . . .

-------------------
تقصیر دلم نیست که در کنج دلم جا داری / خوشگلی ، با نمکی ، دو چشم زیبا داری . . .

-------------------
یار با ماست ، چه حاجت که زیادت طلبیم . . .

-------------------
احساس مهربان تو عطریست که هر لحظه به مشامم میرسد

نازنینم فردا زیباست و تو زیباتر از فرداها . . .

-------------------

قفسم را مشکن ، تو مکن آزادم / گر رهایم سازی به خدا خواهم مرد

من به زنجیر تو عمریست گرفتار شدم . . .

-------------------

در فصل تگرگ عاشقت میمانم / با ریزش برگ عاشقت میمانم

هر چند تبر به ریشه ام میکوبی / تا لحظه مرگ عاشقت میمانم . . .

-------------------
دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با من / به ما درد دل افشا کن ، مداوا کردنش با من

اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را / بیا یک لحظه با ما باش ، پیدا کردنش با من

-------------------
چون روزگار بر همه کس پایدار نیست / بهتر از دوست در جهان یادگار نیست . . .

-------------------
اشک هایم را برایت پست خواهم کرد ، روزی تو باید از احساس قلبم با خبر باشی . . .

-------------------
دست از سر ما بردار کنار تو نمیمونم / یه روز میگفتم عاشقم اما دیگه نمیمونم

تقصیر هیچکس دیگه نیست قصه ما تموم شده / حیف همه خاطره ها به پای کی حروم شده

-------------------
جایگاه همیشگی تو در قلب منه ، اگه صدف قلبم لایق مروارید وجودت باشد . . .

-------------------
آسمان جای عجیبیست نمیدانستیم / عاشقی کار غریبیست نمیدانستیم

عمر مدیون نفس نیست نمیدانستیم / عشق کار همه کس نیست نمیدانستیم . . .

-------------------
ای که با یاد تو در آتش تب میسوزم / یاد من کن که به یادت همه شب میسوزم . . .

-------------------
چه شود به چهره زرد من نظری برای خدا کنی / که اگر کنی همه درد من به یکی اشاره دوا کنی

.

.

.

چقدر روح ، محتاج فرصت هایی است که هیچ کس در آن نباشد . . .

-------------------
دلی را نشکن شاید خانه خدا باشد

کسی را تحقیر مکن شاید محبوب خدا باشد

از کمکی دریغ مکن شاید کلید بهشت باشد

سر نماز اول وقت حاضر شو ، شاید آخرین دیدارت با خدا در زمین باشد . . .

-------------------
نرسد دست تمنا چو به دیدار شما / میتوان چشم دلی دوخت به ایوان شما

از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست / نیمه جانیست در این فاصله قربان شما . . .

-------------------
این اس ام اس از کشور عشق ، شهر مهر ، محله مصفا ، پلاک محبت

طبقه رفاقت ،زنگ صداقت اومده تا بهت بگه دوستت دارم . . .

-------------------
نگاهم میکنی اما به سردی / نه تنها من ، تو هم دنیای دردی . . .

-------------------
شبی از سوز گفتم قلم را / بیا بنویس غم های دلم را

قلم گفتا برو بیمار عاشق ، ندارم طاقت این بار غم را . . .

-------------------
من آن موجم که عشقت ساحلم شد . . .

-------------------
اگر شورم سزا باشد ، اگر دردم دوا باشد / از این بدتر کجا باشد که دوست از دوست جدا باشد

-------------------
دل تمنا میکند تا من بسازم خانه ای / عاشقان کی خانه داند ، دل مگر دیوانه ای ؟

-------------------
سفر غریبی داشتم توی اون چشم سیاهت / سفری که بر نگشتم ، گم شدم توی نگاهت

-------------------
دوستی شوخی سرد ادمهاست / بازی شیرین گرگم به هواست

واسه کشتن غرور من و تو / دوستی ، توطئه ثانیه هاست . . .

-------------------
به یاد تو نوشتم که از جنس بهاری / که در اعماق قلبم همیشه ماندگاری

-------------------
قلب من جایگاه رفیقی است که شقایق ها حسرت آن را میخورند . . .

-------------------
کبوترم ، لانه من بام تو است ، کجا روم ، مرغ دلم راه تو است

پادشه کشور عشقم ولی ، نگین انگشتری ام نام تو است . . .

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 7:24 بعد از ظهر  توسط حسین | 
 
سلام ؛ حال من خوب است

ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور

که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند . . .

با این همه اگر عمری باقی بود

طوری از کنار زندگی می گذرم

که نه دل کسی در سینه بلرزد

و نه این دل نا ماندگار بی درمانم . . .

تا یادم نرفته است بنویسم:

دیشب در حوالی خواب هایم ، سال پر بارانی بود . . .

خواب باران و پاییزی نیامده را دیدم

دعا کردم که بیایی

با من کنار پنجره بمانی ، باران ببارد

اما دریغ که رفتن ، راز غریب این زندگیست

رفتی پیش از آن که باران ببارد . . .

می دانم ، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است !

انگار که تعبیر همه رفتن ها ، هرگز باز نیامدن است

بی پرده بگویمت :

می خواهم تنها بمانم

در را پشت سرت ببند

بی قرارم ، می خواهم بروم ، می خواهم بمانم ؟!

هذیان می گویم ! نمی دانم . . .

نه عزیزم ، نامه ام باید کوتاه باشد

ساده باشد ، بی کنایه و ابهام

پس از نو می نویسم:

سلام! حال من خوب است

اما تو باور نکن . . .
 
 
 
چشمانم به سوی اسمان ابی تو ست تا تو را دریابد
 
 
 
 

 
اگر دنياي ما دنياي سنگ است

بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است

اگر دنياي ما دنياي درد است

بدان عاشق شدن از بحر رنج است


گر عاشق شدن پس يك گناه است

دل عاشق شكستن صد گناه است
 
 
 
 
 
بي تو اينجا نا تمام افتاده ام

پخته اي بودم که خام افتاده ام

گفته بودي تا که عاقلتر شوم

آه ، مي خواهي مگر کافر شوم ؟؟
+ نوشته شده در  یکشنبه 8 شهریور1388ساعت 4:24 بعد از ظهر  توسط حسین | 

آمد به گوشم گفته اي كمتر هوايت را كنم


راحت بگو از درگهت داري جواب مي كني


با خون دل از بهرِ تو ، در دل بنايي ساختم


عمرم به پايش رفت و تو ،‌يك دم خراب مي كني



من تشنه ي درياي تو،‌با سر به سويت مي دوم


مي خندي و درياي خود، بر من سراب مي كني



انگور عشق دادمت، شايد كني رحمي و تو


گويي حرام نا رواست ،‌آنرا شراب مي كني



دريا برايت ناز كرد ، اما ز من رنجيده اي


كم لطفي او را چرا با من حساب مي كني؟



يك شيشه از باران دل دادم كه حالم بنگري


با چشم خود ديدم شبي، آنرا در آب مي كني



رفتي سر آخر در غمت ديوانه تر گشتم ،‌ولي


درمان من در دست توست،‌بازآ ثواب مي كني

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 مرداد1388ساعت 2:17 بعد از ظهر  توسط حسین | 

آخر ای دوست٬ نخواهی پرسید

که دل از دوری رویت چه کشید؟

سوخت در آتش و خاکستر شد

وعده های تو به دادش نرسید...

داغ ماتم شد و بر سینه نشست

اشک حسرت شد و بر خاک چکید

آن همه عهد فراموشت شد؟

چشم من روشن٬ روی تو سپید...

جان به لب آمده در ظلمت غم

کی به دادم رسی ای صبح امید؟

آخر این عشق مرا خواهد کشت

عاقبت داغ مرا خواهی دید...

دل پر درد مرا مشکن

که خدا بر تو نخواهد بخشید...

 

 

 

اي‌ كه‌ مي‌پرسي‌ نشان‌ عشق‌ چيست‌، عشق‌ چيزي‌ جز ظهور مهر نيست‌

عشق‌ يعني‌ مهر بي‌اما، اگر عشق‌ يعني‌ رفتن‌ با پاي‌ سر

عشق‌ يعني‌ دل‌ تپيدن‌ بهر دوست،‌ عشق‌ يعني‌ جان‌ من‌ قربان‌ اوست‌

عشق‌ يعني‌ مستي‌ از چشمان‌ او بي‌لب‌ و بي‌جرعه، بي‌مي، بي‌سبو

عشق‌ يعني‌ عاشق‌ بي‌زحمتي‌، عشق‌ يعني‌ بوسه‌ بي‌شهوتي‌

عشق‌ يار مهربان‌ زندگي‌، بادبان‌ و نردبان‌ زندگي‌

عشق‌ يعني‌ دشت‌ گلكاري‌ شده‌، در كويري‌ چشمه‌اي‌ جاري‌ شده‌

يك‌ شقايق‌ در ميان‌ دشت‌ خار، باور امكان‌ با يك‌ گل‌ بهار

در خزاني‌ برگريز و زرد و سخت‌ عشق، تاب‌ آخرين‌ برگ‌ درخت‌

عشق‌ يعني‌ روح‌ را آراستن‌، بي‌شمار افتادن‌ و برخاستن‌

عشق‌ يعني‌ زشتي‌ زيبا شده‌، عشق‌ يعني‌ گنگي‌ گويا شده‌

عشق‌ يعني‌ ترش‌ را شيرين‌ كني، عشق‌ يعني‌ نيش‌ را نوشين‌ كني‌

عشق‌ يعني‌ اينكه‌ انگوري‌ كني، عشق‌ يعني‌ اينكه‌ زنبوري‌ كني‌

عشق‌ يعني‌ مهرباني‌ درعمل‌، خلق‌ كيفيت‌ به‌ كندوي‌ عسل‌

عشق، رنج‌ مهرباني‌ داشتن‌، زخم‌ درك‌ آسماني‌ داشتن‌

عشق‌ يعني‌ گل‌ بجاي‌ خارباش، پل‌ بجاي‌ اين‌ همه‌ ديوار باش‌

عشق‌ يعني‌ يك‌ نگاه‌ آشنا، ديدن‌ افتادگان‌ زيرپا

زيرلب‌ با خود ترنم‌ داشتن، برلب‌ غمگين‌ تبسم‌ كاشتن‌

عشق، آزادي، رهايي، ايمني‌ عشق، زيبايي، زلالي، روشني

 

 

 

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو برو

شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو

از پی ديدن رخت همچو صبا فتاده ام

خانه به خانه در به در کوُچه به کوچه کو به کو

ميرود از فراق تو خون دل از دو ديده ام

دجله به دجله يم به يم چشمه به چشمه جو به جو

دور دهان تنگ تو عارض عنبرين خطت

غنچه به غنچه گل به گل لاله به لاله بو به بو

ابرو و چشم و خال تو صيد نموده مرغ دل

طبع به طبع دل به دل مهر به مهر و خو به خو

مهر تو را دل حزين بافته بر قماش جان

رشته به رشته نخ به نخ تار به تار پو به پو

در دل خويش "..." گشت و نديد جز تو را

صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تو

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 تیر1388ساعت 8:25 بعد از ظهر  توسط حسین | 



عشق
 
 
دختری کنجکاو میپرسید:ایها الناس عشق یعنی چه؟

دختری گفت: اولش رویا
آخرش بازی است و بازیچه

مادرش گفت: عشق یعنی رنج
پینه و زخم و تاول کف دست

پدرش گفت: بچه ساکت باش
بی ادب! این به تو نیامده است

رهروی گفت: کوچه ای بن بست
سالکی گفت: راه پر خم و پیچ

در کلاس سخن معلم گفت:
عین و شین است و قاف، دیگر هیچ

دلبری گفت: شوخی لوسی است
تاجری گفت: عشق کیلو چند؟

مفلسی گفت: عشق پر کردن
شکم خالی زن و فرزند

شاعری گفت: یک کمی احساس
مثل احساس گل به پروانه

عاشقی گفت: خانمان سوز است
بار سنگین عشق بر شانه

شیخ گفتا:گناه بی بخشش

واعظی گفت: واژه بی معناست

زاهدی گفت: طوق شیطان است

محتسب گفت: منکر عظما ست

قاضی شهر عشق را فرمود
حد هشتاد تازیانه به پشت

جاهلی گفت: عشق را عشق است

پهلوان گفت: جنگ آهن و مشت

رهگذر گفت: طبل تو خالی است
یعنی آهنگ آن ز دور خوش است

دیگری گفت: از آن بپرهیزید
یعنی از دور کن بر آتش دست

چون که بالا گرفت بحث و جدل
توی آن قیل و قال من دیدم

طفل معصوم با خودش می گفت:من فقط یک سوال پرسیدم!
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 11:31 قبل از ظهر  توسط حسین | 

 

مجموعه جملات و نوشته های زیبا

 


♥من 2 تا تو را دوست دارم ... يکي اين دنيا ... يکي اون دنيا ...
♥تمام محبتت را به پاي دوستت بريز اما نه تمام اعتمادت را ...
♥عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود
♥رنگين کمان پاداش کسي است که تا آخرين قطره زير باران مي ماند
♥ از شمع آموختم که :ايستاده بميرم بي صدا بميرم به پاي دوست بميرم
♥از زندگي هر آنچه لياقتش را داريم به ما ميرسد نه آنچه که آرزويش را داريم
♥ زندگي 3 ايستگاه دارد!عشق...جدايي....و مرگ آقا قربونت ايستگاه اول پياده مي شم
♥اگه يه روز سراغم رو گرفتي و ازم خبري نشد سري بهم بزن احتمالا بهت احتياج دارم
♥خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد
در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند ، هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد
♥ عشق مثل يک ساعت شني مي ماند همزمان که قلب را پر مي کند مغز را خالي مي کند!!
♥هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در هوايت مي تپند
♥ بدترين شکل دلتنگي براي کسی آن است که در کنار او باشی و بداني که هرگز به او نخواهی رسيد
♥ديگه يار نمي خوام وقتي که مي بيني عشق دوروغه
♥چراغش بي فروغه آخه وقتي که وفا نيست عشقو عاشقي چيست؟؟؟؟؟؟ اگه يه روز رفتي و برنگشتي بهت قول نميدم منتظرت بمونم اما ازت يه خواهش دارم وقتي اومدي يه شاخه گل رو قبرم بزاري
♥ اگه روزي شاد بودي، بلند نخند كه غم بيدار نشه و اگه يه روز غمگين بودي، آرام گريه كن تا شادي نااميد نشه
♥عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد
♥ بعد از مرگم تکه يخي به شکل صليب بر روي سنگ قبرم بگذاريد تا با اولين طلوع خورشيد اب شودوبه جاي يار برايم گريه کند
♥اگه تونستي پر کلاغ ها رو سفيد کني برف رو سياه کني يه بوسه به آتش بزني يه نفس عميق زير آب بکشي اون موقع من مي تونم تو رو فراموش کنم
♥پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بيچاره از اين سوختن عشق آموخت فرق منو پروانه در اينست پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت
♥زندگي اجبار است .... مرگ انتظار است..... عشق يک بار است ..... جدايي دشوار است .....
ياد تو تکرار است
♥هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
♥اگر مي توانستم مجازاتت کنم از تو مي خواستم به اندازه اي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي
♥ اگه تو کوچه پس کوچ هاي دلم گم شدي.دنبال کسي نگرد که آدرس بهت بده چون غير از تو کسي اونجا نيست
♥دقايقي تو زندگيت هست که دلت براي کسي اونقدر تنگ ميشه که دلت ميخواد اونو از تو رويات بيرون بکشي و توي دنياي واقعي با تمام وجوت بغلش کني
♥شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم
♥ موقعي که خدا پنجره ي بهشتو باز کرد منو ديد ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني که الان داره اين نوشته رو ميخونه باش چون برام خيلي عزيزه
♥ وقتي كسي رادوست داري، گفتن آسان تراست، شنيدن آسان تراست، بازي كردن آسان تراست، كاركردن آسان تراست. و وقتي كه كسي تورا دوست دارد، خنديدن آسان تراست. واگر تنهاي تنها باشي، به مرگ فكركردن ازهمه چيزآسان تراست
♥مي گي گل رو دوست داري ولي ميچينيش... ميگي بارون رو دوست داري ولي با چتر ميري زيرش... ميگي پرنده رو دوست داري ولي تو قفس ميندازيش... چه جوري ميتونم نترسم وقتي ميگي دوستم داري؟؟؟
♥يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پيش آمدند. دلم برات تنگ ميشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه ميزنم.
♥ اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه
♥دوستي شوخي سرد آدمهاست بازي شيرين گرگم به هواست واسه كشتن غرور من و تو دوستي توطئه ثانيه هاست
♥نديدم بهاري محبت ز ياري دلم غرق خون شد عجب روزگاري زندگي زيباست نه به زيبايي حقيقت... حقيقت تلخ است نه به تلخي جدايي... جدايي سخت است نه به سختي تنهايي... نگاهي آشنا به ياس کردم ... تو را در برگ گل احساس کردم ... خلاصه در کلاس ناز چشمت ... دو واحد عاشقي را پاس کردم....
♥بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند تارموي توست اما ريشه ي عمر من است
♥سكوتم را به باران هديه كردم تمام زندگي را گريه كردم نبودي در فراق شانه هايت به هر خاكي رسيدم تكيه كردم
♥اگه معلم جغرافي بودم اسمتو رو بلند ترين قله ي دنيا مي نوشتم اگه معلم ادبيات بودم اسمتو تو تمام شعرام مي آوردم اگه معلم شيمي بودم اسمتو در گروه حلال ترين محلول ها قرار مي دادم اگر معلم زيست بودم قلبت رو از مهربون ترين قلبها مي نوشتم ...
♥ به گل گفتم عشق چيست؟ گفت از من خوشبوتر به پروانه گفتم عشق چيست؟ گفت از من زيبا تر به شمع گفتم عشق چيست؟ گفت از من سوزنده تر به عشق گفتم آخر تو چيستي؟ گفت نگاهي بيش نيستم ...
با سيم ناز مژهات يه عمر گيتار ميزنم نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن دست خودم نيست دلمو به درو ديوار ميزنم
♥هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد
♥اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي منو دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد
♥شمع داني که دم مرگ به پروانه چه گفت؟... گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد... گفت طولي نکشد تو نيز خاموش شوي...
♥نه!نرو!... صبرکن قرارمان اين نبود بايد سکه بيندازيم... اگر شير آمد:ترديد نکن که دوستت دارم... اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم ..... صبر کن سکه بيندازيم اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو...

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 8:31 بعد از ظهر  توسط حسین | 

چيزي نمانده است ، پشيمان كني مرا

با دست هاي عاطفه حيران كني مرا

آخر چگونه از دلت آمد بهار من!

تسليم دست هاي زمستان كني مرا

من شكوه اي نمي كنم ، اما چه عيب داشت

يك شب به باغ خاطره مهمان كني مرا

مي خواهم از جزيره چشمت گذر كنم

با يك نگاه ، طعمه ي طوفان كني مرا

هرچند باز تشنگي ام را سروده ام مي شد

پر از ترانه باران كني مرا


 

 

خداوند عشق را آفرید



آن هنگام که آن بوته خار بر روی زمين تنها بود

خداوند گل سرخی را درکنارش رويانيد
آن گل در کنار بوته خار شکفت

خداند برگشت و آن گل را از روی زمين با خود به
آسمان برد .

اما آن گل ديگر هرگز نشکفت

نشکفت آری آن گل سرخ ريشه اش را کنار آن بوته
روی زمين جا گذاشته بود

آخر آن گل به آن بوته خار دل بسته بود

درآن هنگام بود که خداوند گريست .. گريست و عشق
را آفريد

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 اسفند1387ساعت 7:44 بعد از ظهر  توسط حسین | 

 


کبوتر شد و رفت
روی قبرم بنويسيد کبوتر شد و رفت
زير باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خورده است غم دل ياسم
آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت
روز ميلاد ، همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ی ميلاد برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می ترسيد
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
هر غروب از دل خورشيد گذر خواهد کرد

دختری ساده که يک روز کبوتر شد و رفت
 
 
 
اين را بـــــه ياد بسپـــــار يک نفر ... يک جايي ... تمام روياهاش لبخند توست ... و زماني که به تو فکر مي کنه ... ....احساس مي کنه که زندگي واقعا با ارزشه .... پس هر گاه احساس تنهايي کردي ... اين حقيقت رو به خاطر داشته باش ... ...يک نفر.... ...يک جايي ... ....در حال فکر کردن به توست
 
 


« دنیا مثل پاییزه هم قشنگه هم غم انگیزه ٬ قشنگیش به خاطره تو و غم انگیزیش به خاطره دوری تو »


چه زیباست به یاد تو با چشمهای خسته گریستن
چه زیباست همیشه در تنهایی ترا حس کردن
چه زیباست در خیال با تو زندگی کردن
عزیزم نام تو بر قلبم خالکوبی شده تا فراموشت نکنم
عزیزم همچون نفس کشیدن ترا به خاطر می سپارم
یک روز دیگر هم بدون تو گذشت ...
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 10 دی1387ساعت 8:33 بعد از ظهر  توسط حسین | 
 

 

زير باران بودم ، همره غم تنها
چشم زيبايت گشت در مه شب پيدا

با دوچشمت گفتم : بي خبر از مائي
ازغروب و باران حال ما جويايي؟

هيچ ميگويي او زير باران تنهاست
ياد داري گفتي : با تو باران زيباست

تو كه گفتي هر شب در خيالم هستی
سرخي چشمانت داده بر من مستي

حال زير باران به كه هم آغوشي؟
زير باران با او باده هم مي نوشي؟

چشمت آرام چكاند فقط قطره شبنم
لحظه اي باريد او مثل باران نم نم

مثل باران ، نه كه چون سيل در جوش و خروش
با غم چشمانت رفت از سر ، هم هوش

قطره قطره اشك بر رخم بوسه نواخت
تا كه بگشودم چشم ، قلبم از غصه گداخت

گفتم : اي سنگين دل ، تو نبار بر حالم
شيشه را مي شكند سنگ اشكت يارم

چشمت از غصه به من ، خيره ماند و حيران
گفت : زير باران بي تو ام سرگردان
 
 
سکوتت را ، سکوتت را نمی فهمم
از اینکه روز اول

گفته بودی دوستت دارم
و حالا بی خبر رفتی
من آری
حس و حالت را نمی فهمم

تو را همچون خدایان می پرستیدم
و اینکه گفته ای از پا فتادی
روزگارت را نمی فهمم

و روزی ، روزگاری
شاد بودی
سر خوش و خندان
و اینک خسته و تنها
دلیل گریه هایت را نمی فهمم

و من با آنکه می دانم
تو هر گز بر نمی گردی
بگویی دوستت دارم
ولی دلخوش به این هستم که خوشبختی
یکی چون من نصیبت نیست
دریغا گفتنت را ، حرفهایت را نمی فهمم

نگفتم تا ابد باید بمانی پیش من ،اما
دلیل رفتن این بی صدایت را نمی فهمم

به آتش می کشی کاشانه اندیشه هایم
و اینکه ساکتی
صبرو قرارت را نمی فهمم

تو مستی ، عاشقی
دیوانه ای ، دائم خرابی؟
و اینکه باهمه خوبی و با من بد
دگر حرف حسابت را نمی فهمم
 
 
زير باران مي روم

و هم نوا با گريه ي آسمان مي گريم

تا كسي اشك هاي مرا نبيند

به زير باران مي روم

و فرياد مي زنم تا صداي فريادم با فرياد آسمان يكي شود.

به زير باران مي روم

تا ناله هاي دلم با ناله هاي باد يكي شود.

و كسي شاهد شكستن روح خسته ام نباشد.

به زير باران مي روم

و تكيه به همان درخت بيد مجنون كنار جاده

كه يادگاري هايمان را روي آن مي نوشتيم

به انتظارت خواهم ماند ,

تا به زير هر يك از قدمهايت گل سرخي بگذارم.

مي دانم خواهي آمد.

باران كه مي آيد

گوش به زنگ صداي تو

تكه تكه ترانه هاي كهنه را كنار هم مي چينم.

و هميشه به همين حقيقت تلخ مي رسم
+ نوشته شده در  شنبه 7 دی1387ساعت 7:58 بعد از ظهر  توسط حسین | 

دوباره تنها شده ام،دوباره دلم هواي تو را کرده.

خودکارم را از ابر پر مي کنم و برايت از باران مي نويسم.

به ياد شبي مي افتم که تو را ميان شمع ها ديدم.

دوباره مي خواهم به سوي تو بيايم.تو را کجا مي توان ديد؟

در آواز شب اويز هاي عاشق؟

در چشمان يک عاشق مضطرب؟

در سلام کودکي که تازه واژه را آموخته؟

دلم مي خواهد وقتي باغها بيدارند،براي تو نامه بنويسم.

و تو نامه هايم را بخواني و جواب آنها را به نشاني همه ي غريبان جهان بفرستي.

اي کاش مي توانستم تنهاييم را براي تو معنا کنم و از گوشه هاي افق برايت آواز
بخوانم.

کاش مي توانستم هميشه از تو بنويسم.

مي ترسم روزي نتوانم بنويسم و دفترهايم خالي بمانند و حرفهاي ناگفته ام هرگز به
دنيا نيايند.

مي ترسم نتوانم بنويسم و کسي ادامه ي سرود قلبم را نشنود.

مي ترسم نتوانم بنويسم وآخرين نامه ام در سکوتي محض بميرد وتازه ترين شعرم به تو
هديه نشود.

دوباره شب،دوباره طپش اين دل بي قرارم.

دوباره سايه ي حرف هاي تو که روي ديوار روبرو مي افتد.

دلم مي خواهد همه ي ديوارها پنجره شوند و من تو را ميان چشمهايم بنشانم.

دوباره شب ،دوباره تنهايي و دوباره خودکاري که با همه ي ابر هاي عالم پر نمي شود.

دوباره شب،دوباره ياد تو که اين دل بي قرار را بيدار نگه داشته.

دوباره شب،دوباره تنهايي،دوباره سکوت،دوباره من و يک دنيا خاطره...

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 دی1387ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط حسین | 

غصه ها همیشه دارن خوشی رو می گیرن از من

 

خاطرات تلخ عمرم از سرم جدا نمی شن

 همیشه یه عشقی بوده حسرت تو رو برام گذاشته

نمی دونی که چقدر سخت به من تنها گذشته

تنهام نذار...  نذار...  نذار...

   یه روز منو پیدا کنی می بینی من تنها شدم

می بینی من مردم و هیچی از عشق نفهمیدم

 اگه یه روز و روزگار به عشق من گریه کنی

تموم این روزا رو  می سوزی و پشیمونی

تنهام نذار...  نذار...  نذار...

چقدر میخوای گریه کنی چرا زود تر نفهمیدی

کاش زود تر  می مردمو  این روزا رو نمی دیدی

دیگه گریه مرحمی نداره اینو خودت خوب میدونی

چقدر دلت گرفته و می خوای بازم گریه کنی...

 

 

 

عشقی که بهم دادی یه قلب کاغذی بود

نگاهت از روی عشق به من نبود

حرفای تو همشون دروغ بچه گونه بود

گریه های تو از ته دلت نبود

عشق من واسه تو بازیچه بود

توی اون دل بزرگت جایی واسه من نبود

عشقی که ازش می گفتی یه عشق کهنه بود

گلایی که برام می چیدی از باغ دلت نبود

عشق من واسه تو بهونه بود

دستای تو به گرمی دلت نبود

غروب من آرزوی ته دل تو بود

طلوع من واسه تو شادی نبود...

 

 

 

از عشق تو می نویسم هر چی که یادم بمونه

این دل من بدون تو هر لحظه تنها می مونه

 

توی دلم می نویسم قصه عشقو بلدم

فقط می خوام بهت بگم خیلی تو رو دوست دارم 

 

اون روزا که عشقمو به تو باختم

توی قلبم خونه ای به عشقت ساختم

 

یه وقتایی تک و تنها یه گوشه تکیه می زنم

دلم می گیره و می خوام ساز گیتار بزنم 

 

سازمو بر می دارم یه گوشه تنها  می شینم

یه قطعه از عشق می زنم ٬ نمی دونم چی بخونم

 

 

دیگه گریه نکن ٫ گریه فایده ای نداره

دیگه اشکای چشات واسم مرحمی نداره

اون روزا یادت میاد که عشقمو دادی به باد

حالا منتظر نمون دیگه پیشت نمیاد

نامه هاتو نمی خونم٬ همشونو می سوزونم

خاطراتمو جا می ذارم٬ همش از تو گله دارم

دیگه پیشت نمی مونم

دلم می خواد تنها بمونم

دیگه از تو نمی خونم

نمی خوام عاشق بمونم

حالا میرم تک و تنها

توی تاریکی غم ها

توی یک سکوت غربت

می خورم حسرت و حسرت!

می سوزم میون غم ها

می میرم یه گوشه تنها

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آذر1387ساعت 6:35 بعد از ظهر  توسط حسین | 

 

ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم

دوستت دارم


ای امید و آرزوی من ، دنیای من

دوستت دارم....


ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ،

به لطافت باران بهار

دوستت دارم....

ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام

دوستت دارم...

ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم

دوستت دارم....

ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام

دوستت دارم....

ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام

دوستت دارم....

دوستت دارم و خواهم داشت ای که تو لایق این

دوست داشتنی ...

عاشقت می مانم و خواهم ماند ای که تومجنون این دل دیوانه ای...

.به خاطرت جانم را ، زندگی ام را ، فدایت می کنم ،

نثارت میکنم ..

....دوستت دارم که چشمهایم را قربانی نگاهت میکنم ....


اگر می گویم که دوستت دارم از ته دلم می گویم ،

از تمام وجودم می گویم!

باور کنی ، باور نکنی یک کلام!

دوســــــــــــــــــتت دارم..
 
 
 
 
 
بیادت هست آن شب را که تنها
به بزمی ساده مهمان تو بودم؟
تو می خواندی که " دل دریا کن ای دوست"
من اما غرق چشمان تو بودم؟
تو می گفتی که " پروا کن " صد افسوس
مرا پروای نام و ننگ رفته است
من آن ساحل نشین سنگم چه دانی
چه ها بر سینه این سنگ رفته است
"مکش دریا به خون" خواندی و خاموش
تمناگر کنار من نشستی
چو ساحل ها گشودم بازوان را
تو چون امواج در ساحل شکستی....
 
 
آنکه چشمان تو را اینهمه زیبا میکرد
کاش از روز نخست فکر دل ما میکرد

یا نمیداد به تو اینهمه زیبایی را
یا مرا در غم عشق تو شکیبا میکرد
 
 
تويي عاشقترينتنهاي دنيا ............. منم خسته ترين مغموم دنيا
تويي صادقترين حرف رو لبها ............. منم غمگين ترين راز تو دلها
تويي زيبا طلوع صبح فردا ...............منم اينجا غروبي مثل شبها
تويي همچون قناري شاد و شيدا ...... منم مثل كلاغي رو درختا
تويي آشفته دل مغرور و رعنا............. منم همراز و همراه يه رويا
تويي عشق و محبت توي قلبها...........منم ديوونه مثل موج دريا
تويي تنها تويي ياد غريبها..................منم فرياد بي پايان غمها
تويي شاخه گل سرخ صدفها...............منم تنها شقايق توي صحرا
تويي آب زلال اشك چشمها................منم مرداب سرد توي دشتها
 
 
گويم دوستت دارم
شايد تصور كني تنها چند واژه ي ساده را در كنار هم گذاشته ام و جمله اي را بيان كرده ام .اما....
اين تنها يك جمله نيست !
دنياي لبريز از رويا هاي سبز و سرخ !
همين جمله ي كوتاه !
آري همين چند واژه خود كتابيست سرشار از معنا !
دوستت دارم يعني بي حضور تو زندگي برايم بي معناست

 

 
پيداست هنوز شقايق نشدي ...

زنداني زندان دقايق نشدي ...

وقتي که مرا از دل خود مي راني ...

يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي ...

زرد است که لبريز حقايق شده است ...

تلخ است که با درد موافق شده است ...

شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي ...

پاييز بهاريست که عاشق شده است

 




 

 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 5:50 بعد از ظهر  توسط حسین | 
قصه اينجوري شروع شد.. من وچشمات و ترانه




 

تو رو خواستن تا هميشه..... گريه و اشک شبانه




 

تو مي دوني تا هميشه..... من به ياد تو مي مونم



 

هرچي که ترانه دارم ..واسه ي چشات مي خونم



 

واسه داشتن دستات.... لحظه هام پر از بهونه اس



 

ديدن صورت ماهت....... ...يه خيال عاشقانه اس



 

بي تو من هيچي ندارم.. پيش چشمات کم مي يارم



 

اگه تو بخواي مي ميرم جون به دستات مي سپارم



 

لحظه ها مو با حضورت ..عاشق وترانه خون کن



 

با نگاه پاک و معصوم........ دل سردمونشون کن



 

تو مثه اب و نفس باش.... واسه اين عاشق مجنون



 

رو تن اين خاک تشنه........ تو ببار هميشه بارون
+ نوشته شده در  شنبه 25 آبان1387ساعت 9:17 بعد از ظهر  توسط حسین | 
عشق من . . .
یادم کن گاهی
که به دل دارم آهی
تو که از دردم آگاهی

یه دنیا یه دنیا عاشقم من
بدون که به عشقت صادقم من
تو مست خویش و من مست عشقم
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم

تا هستم . . .
با یادت شادم
آخه دل بر تو دادم
دیگه با غمها آزادم

یه دنیا یه دنیا عاشقم من
بدون که به عشقت صادقم من
تو مست خویش و من مست عشقم
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم

به انتظار دیدنت
به لحظه رسیدنت
دل داره پرپر می زنه
از سینه ام پر می زنه

ای چشمه حیات من
فرشته نجات من
شوق نفسهای منی
همیشه رویای منی

یه دنیا یه دنیا عاشقم من
بدون که به عشقت صادقم من
تو مست خویش و من مست عشقم
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم

عشق تو در قلب من
هدیه جاودانه است
برای زنده موندن
قشنگترین بهانه است

دوست داشتن تو مثل عطر خوش بهاره
با تو نفس کشیدن پایان انتظاره

یه دنیا یه دنیا عاشقم من
بدون که به عشقت صادقم من
تو مست خویش و من مست عشقم
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم
+ نوشته شده در  شنبه 25 آبان1387ساعت 9:7 بعد از ظهر  توسط حسین | 

 با اين تست ميتونيد به عمق عشقي كه نسبت به همسر يا دوستتون داريد پي ببريد پس سوالات رو به دقت بخونيد و جواب بديد …

براي پاسخ دادن يكي از جوابهاي زير رو انتخاب كنيد:

به هيچ وجه

تقريبا

خيلي زياد

۱ـ من حامي رفاه و سلامتي او هستم.
۲ـ من با او رابطه ي پرشور و حرارتي دارم.
۳ـ ميتونم در مواقع نياز روي كمكش حساب كنم.
۴ـ همسرم ميتونه در مواقع نياز روي كمكم حساب كنه.
۵ـ مايلم اموال و دارايي هايم رو با او شريك بشم.
۶ـ از لحاظ عاطفي حمايتم ميكنه.
۷ـ من هم از لحاظ عاطفي حمايتش ميكنم.
۸ـ ارتباط خوبي با هم داريم.
۹ـ من براش ارزش زيادي قائلم.
۱۰ـ من به او احساس نزديكي و صميميت ميكنم.
۱۱ـ رابطمون خوب و راحته.
۱۲ـ احساس ميكنم واقعا اونو درك ميكنم.
۱۳ـ او هم واقعا منو درك ميكنه.
۱۴ـ واقعا بهش اعتماد دارم.
۱۵ـ مسائل شخصي خودمو با او در ميون ميذارم.
۱۶ـ فقط با ديدن او هيجان زده ميشم.
۱۷ـ طي روز مدام به او فكر ميكنم.
۱۸ـ رابطمون خيلي رمانتيكه.
۱۹ـ اونو خيلي جذاب ميبينم.
۲۰ـ اونو بسيار آرماني ميبينم.
۲۱ـ نميتونم تصور كنم كه شخص ديگه اي بجز او منو اينقدر خوشحال كنه.
۲۲ـ ترجيح ميدم تمام زندگيم رو در كنار او باشم.
۲۳ـ هيچ چيز ديگه مهمتر از رابطه ي من با او نيست.
۲۴ـ گفتگوي خودموني با او رو به طور خاصي دوست دارم.
۲۵ـ در رابطه ي ما يك چيز جادويي وجود داره.
۲۶ـ من عاشق او هستم.
۲۷ـ نميتونم زندگي رو بدون او تصور كنم.
۲۸ـ رابطمون خيلي احساسيه.
۲۹ـ وقتي فيلم رمانتيك ميبينم به همسرم فكر ميكنم.
۳۰ـ درباره او روياپردازي ميكنم.

به هيچ وجه = ۱ امتياز

تقريبا=۲ امتياز


خيلي زياد=۳ امتياز ....

 


خوب حالا سوالات ۱۵ـ۱ رو جداگانه جمع بزنيد و سوالات ۳۰ـ۱۶ رو هم جداگانه.


۱۵ سوال اول مربوط به صميميته هرچه امتياز شما به عدد ۴۵ نزديكتر باشه صميميت شما با همسر يا دوستتون هم بيشتره و بالعكس.


۱۵ سوال دوم مربوط به شور و حرارت شماست هرچه امتيازتون به ۴۵ نزديكتر باشه يعني شور و حرارت زيادي بين شما وجود داره و بالعكس.

+ نوشته شده در  شنبه 25 آبان1387ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط حسین | 

 

هيچکس با من نيست !...

مانده ام تا به چه انديشه کنم...

مانده ام در قفس تنهايی...

در قفس ميخوانم...

چه غريبانه شبي ست...

شب تنهايی من
!...

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آبان1387ساعت 11:22 بعد از ظهر  توسط حسین | 
خوش خیال

چشم بر چشمان شب میدوزم که شاید تو بیای

اری شاید که بیایی فصلها از پی هم رفتند و من

در کنار برکه منتظر امدنت راستی میدانی بهار

امد . پس چرا نیامدی بهار امدو بهار دل من

هم میایی اگر تو بیایی


تقدیم به تمام خیال بافان چشم به راه

مشکل کرده اند

فهميدن عشق را چه مشکل کردند ما را ز درون

خويش غافل کردند انگار کسي به فکر ماهي ها

نيست سهراب بيا که آب را گل کردند

 








دوست دارم
برایت مینویسم که بدانی اگر چه ورق نمی زنی خاطرات
لحظه های با هم بودن را اما من حتی هنوز هم که غبار

گرفته تصویر تو درآیینه ی چشمانم باز هم الفبای عشق را
می خوانم و می نویسم و می گویم دوستت دارم



من از اون
من از اون اسمون ابی میخوام

من ازاون شبهای مهتاب میخوام

من میخوام یه دست گل به اب بدم

ارزوهام و به یه حباب بدم سیبی

از شاخه حسرت بچینم بندازم

رو اسمون و تاب بدم گل با بونه

ویاس دل من یه بیا بون لاله زار

دل من گل بابونه ویاس دل من

یه بیابون لاله زار دل من







 

یار کسی
امروز کسی محرم اسرار کسی نیست

ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

آن عاشق دلخسته که دلخسته ترین بود

امروز به ما گفت گرفتار کسی نیست



تنها

کاش بودي تادل ام تنها نبود تااسيرقصه اي فردانيود

کاش بودي تابراي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 آبان1387ساعت 8:8 بعد از ظهر  توسط حسین | 




دلم گرفته
دلم عجیب گرفته است ...

تمام راه به یک چیز فکر می کردم

و رنگ دامنه ها هوش از سرم می برد
خطوط جاده در اندوه دشت ها گم بود
چه دره های عجیبی


و اسب ‚ یادت هست
سپید بود
و مثل واژه پاکی ‚ سکوت سبز چمنزار را چرا می کرد ؟

و بعد غربت رنگین قریه های سر راه
و بعد تونل ها





دلم گرفته
دلم عجیب گرفته است
و هیچ چیز
نه این دقایق خوشبو که روی شاخه نارنج می شود خاموش
نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست
نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف
نمی رهاند !!





و فکر میکنم
که این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهد شد
نگاه مرد مسافر به روی میز افتاد
چه سیبهای قشنگی
حیات نشئه تنهایی است


و میزبان پرسید
قشنگ یعنی چه ؟
قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال !



و عشق تنها عشق
ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس...

و عشق تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد ...

مرا رساند به امکان یک پرنده شدن..........



و نوشداروی اندوه ؟
صدای خالص اکسیر می دهد این نوش

و حال شب شده بود
چراغ روشن بود
و چای می خوردند
چرا گرفته دلت مثل آنکه تنهایی؟!

چه قدر هم تنها !!




خیال می کنم
دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی .......

دچار یعنی
..........عاشق!!!!




و فکر کن که چه تنهاست ،
اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد.........


و چه فکر نازک غمناکی
و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است
و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست !


خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند

و دست منبسط نور روی شانه آنهاست




نه وصل ممکن نیست
همیشه فاصله ای هست ..............



اگر چه منحنی آب بالش خوبی است
برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر

همیشه فاصله ای هست ...........................




دچار باید بود
وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف
حرام خواهد شد !

و عشق
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست..



و عشق
صدای فاصله هاست
صدای فاصله هایی که غرق ابهامند ...

نه
صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند !
و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر ....

همیشه عاشق تنهاست .........................



و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست ...

و او و ثانیه ها می روند آن طرف روز

و او و ثانیه ها روی نور می خوابند




و او و ثانیه ها بهترین کتاب جهان را
به آب می بخشند ..




و خوب می دانند
که هیچ ماهی هرگز
هزار و یک گره رودخانه را نگشود !

و نیمه شب ها با زورق قدیمی اشراق
در آب های هدایت روانه می گردند
و تا تجلی اعجاب پیش می رانند

هوای حرف تو آدم را
عبور می دهد از کوچه باغ های حکایات

و در عروق چنین لحن
چه خون تازه محزونی!



حیاط روشن بود
و باد می آمد

اتاق خلوت پاکی است
برای فکر چه ابعاد ساده ای دارد
دلم عجیب گرفته است
خیال خواب ندارم.................



سهراب سپهری


به یاد شب تلخ بارانی،

که چشم انتظار بازگشتت از سفر بودم یگانه عشقم...

+ نوشته شده در  شنبه 11 آبان1387ساعت 8:13 بعد از ظهر  توسط حسین | 


نمی دانم چه کردی با دل من

که این دل بی قرار بی قرار است

نمی دانم چه گفتی با نگاهت

که چشمانم چنین در انتظار است

فقط یک لحظه جانا در برم باش

که با تو چهار فصلم ،بهار است

به وقت دیدن آن روی ماهت

تپش های دل من بی شمار است

برای من فقط یک لحظه زیباست

و آن هم لحظه دیدار یار است

گر چه با تردید و ترس، همراست

ولی هما نند بهار است

 

+ نوشته شده در  شنبه 11 آبان1387ساعت 7:39 بعد از ظهر  توسط حسین | 

 

اگه از ياد تورفتم ، اگه رفتي تو ز دستم اگه يار ديگروني من هنوز عاشقت هستم با وجودي كه گفتي ديگه قهري تا قيامت با تموم سادگيهام گفتم اما به سلامت شايد اين خوابه كه ديدم ، هرچي حرف از تو شنيدم قلب ناباور من گفت : من به عشقم نرسيدم پيش از اين نگفته بودي غير ما كسي رو داري توي گريه ، توي شادي سر رو شونه هاش بذاري تو رو مي بخشم و هرگز ديگه يادت نمي اُفتم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 11:27 بعد از ظهر  توسط حسین | 
نامت چه بود؟

آدم
 

فرزند؟

من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت
 

محل تولد؟

بهشت پاك
 

اینك محل سكونت؟

زمین خاك
 

آن چیست بر گرده نهادی؟

امانت است
 

قدت؟

روزی چنان بلند كه همسایه خدا،اینك به قدر سایه بختم به روی خاك
 

اعضاء خانواده؟

حوای خوب و پاك ، قابیل خشمناك ، هابیل زیر خاك
 

روز تولدت؟

روز جمعه، به گمانم روز عشق
 

رنگت؟

اینك فقط سیاه ، ز شرم چنان گناه
 

چشمت؟

رنگی به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان
 

وزنت ؟

نه آنچنان سبك كه پرم در هوای دوست

نه آ نچنان وزین كه نشینم بر این خاك
 

جنست ؟

نیمی مرا ز خاك ، نیمی دگر خدا
 

شغلت ؟

در كار كشت امیدم
 

شاكی تو ؟

خدا
 

نام وكیل ؟

آن هم خدا
 

جرمت؟

یك سیب از درخت وسوسه
 

تنها همین ؟

همین!!!!
 

حكمت؟

تبعید در زمین
 

همدست در گناه؟

حوای آشنا
 

ترسیده ای؟

كمی
 

ز چه؟

كه شوم اسیر خاك
 

آیا كسی به ملاقاتت آمده؟

بلی
 

كه؟

گاهی فقط خدا
 

داری گلایه ای؟

دیگر گلایه نه؟، ولی ...
 

ولی چه ؟

حكمی چنین آن هم یك گناه!!؟
 

دلتنگ گشته ای ؟

زیاد
 

برای كه؟

تنها خدا
 

آورده ای سند؟

بلی
 

چه ؟

دو قطره اشك
 

داری تو ضامنی؟

بلی
 

چه كسی ؟

تنها كسم خدا
 
 

در آ خرین دفاع؟


می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 11:17 بعد از ظهر  توسط حسین | 
 

تعدادي از مردها طي تحقيقاتي اظهار داشته اند که دوست دارند چطور ” دوست داشته شوند“ شما عاشق شده ايد، در خواب و خوراک و همه ساعات و دقايق خود مرد خود را احساس مي کنيد. در ظاهر مردتان هم چنين حسي دارد، چه تضميني وجود دارد که رابطه تان به همين ترتيب پيش رود؟ با ابراز عشق؟ ولي چگونه فقط با کلمات و بوسه هاي عاشقانه يا با عمل خود نشان مي دهيد که برايش احترام قائليد؟

1 - ”من دوست دارم دوست دخترم قبل از هر چيز برايم يک دوست باشد“ جيسون،16ساله
صادق باشد و در عين حال دوست داشتني، به من توجه کند و در عين حال زندگي را آسان بگيرد، شوخ طبع و در عين حال در هنگام لزوم گوش شنوا و سنگ صبور.

2 - ”دوست دارم دوست دخترم به من يک حس خاص القا کند“ p.k18 ساله
بفهيمد که مردتان چطور آدميست ، خود را با او همراه کنيد، فکر مي کند خيلي بامزه است؟ به حرفهايش بخنديد. يک مرتبه جني مي شود؟ با او کنار بيائيد. چيزي براي او درست کنيد، تي شرت با رنگ مورد علاقه اش برايش بخريد. به او کارت پستال بدهيد مثل يک دوست واقعي. نه اينکه هر روز به او يک دنيا هديه بدهيد اينطوري هم او را بد عادت مي کنيد. فقط به او بفهمانيد که او را به خاطر آنچه که هست دوست داريد.

3 - ”نميخواهم هميشه دنبالم باشد“ دني،18ساله
اگر کسي رادوست داريد، او را آزاد بگذاريد، حاضر بودن در همه لحظات ممکن است نتيجه معکوس داشته باشد. به زندگي خود برسيد، همانطور که خودتان دوست داريد آزاد باشيد طرف مقابل شما هم دوست دارد آزاد باشد. همانطور زندگي کنيد که قبل از عاشق شدن زندگي مي کرديد، شايد روش زندگي قبلي شما او را به شما علاقمند کرده باشد. به خاطرداشته باشيد عشق به معني سپري کردن اوقات با يکديگر نيست.
4 - ”من عاشق تحول هستم“ فليپ 17 ساله
او را غافلگيرکنيد، يک مهماني ترتيب دهيد، در ظاهرتان تفاوتي ايجاد کنيد براي او پر ماجرا باشيد . هيجان زدگي خودرا به طرف مقابل ابراز کنيد.

5 - ” وقتي قرار مي گذارم مي خواهم او را ببينيم نه اينکه برايش فيلم بازي کنم“مارک 19 ساله
اگر کسي قرار است مرد زندگيتان شود همه قرار ها از اهميت برخوردار است. به تماشاي فيلم برويد با هم قدم بزنيد از دوستتان در مورد مسائلي که به آنها علاقمند است سوال کنيد. اگر هم علاقه اي به اين کار نداريد بگذاريد او علاقه داشته باشد. شما به کارهاي خود بپردازيد.

6 - ”دوست ندارم هميشه با دخترها به بهترين نحو رفتار کنم.“ جويي،14ساله
خودتان باشيد تا او هم خودش باشد. فراموش کنيد او دوست دارد شما چه باشيد، فقط خودتان باشيد. بگذاريد بعضي از اوقات بدون آرايش شما را ببينيد . به اين ترتيب او هم در کنارتان راحت تر خواهد بود.

7 - ”دوست دارم ، دوست دخترم به من احترام بگذارد“، وينتر 17 ساله
به نقش طلايي عشق توجه کنيد: هيچ وقت با طرف مقابلتان آنگونه رفتارنکنيد که دوست نداريد با شما آنگونه رفتار کنند. در حضور دوستانتان به او بي احترامي نکنيد، به او اعتماد به نفس دهيد و پشت سر او صحبت نکنيد.

8 - ”دختري مي خواهم که مرا درک کند“ جاني، 16 ساله
وقتي صحبت مي کند به او گوش کنيد. نه فقط با گوش هايتان بلکه از صميم قلب. با او صحبت کنيد. نه فقط با زبانتان بلکه از صميم قلبتان.

9 - ”دخترهاي باهوش هم در نوع خود مشکلات بزرگي هستند“. کوين 16 ساله
براي بزرگ جلوه دادن دوستتان خود را کوچک جلوه ندهيد. چيزهايي که بلديد به او ياد دهيد ولي نه در قالب يک انسان خود بين. با همفکري همه کارها را پيش بريد، با هم همراه باشيد و هميشه به ياد داشته باشيد که مي توانيد از اين راه خودتان هم پيشرفت کنيد.

10 - ”هيچ چيز بدتر از يک دوست دختر دروغگو نيست“ اريک 15 ساله
هميشه سعي کنيد قابل اعتماد باشيد. اگر قرار مي گذاريد يا قولي مي دهيد به آن عمل کنيد. اگر نمي توانيد خود ر ا مسوول بدانيد که به دوستتان خبر دهيد. وقتي مي گوئيد با او تماس خواهيد گرفت،حتماً تماس بگيريد. پسرها از انتظار متنفرند. سعي کنيد در روابطتان همواره فرد قابل اطميناني باشيد.

11 - ”دوست دارم احساس کنم دوستم به من وابسته است“ تئو 17 ساله
اين به معناي از دست دادن استقلال نيست . شما هيچ وقت به دوست خود نيازمند و محتاج نخواهيد شد. وقتي به تصميم گيري نياز داريد به او هم مراجعه کنيد. هيچ چيز براي يک مرد بهتر از اين نيست که فکر کند در موقع نياز به کسي که دوستش دارد کمک کرده است.

12 - ”دوست دارم وقتي از دوست دخترم دورم، دلش برايم تنگ شود“ اندرو،18ساله
آسان گرفتن هميشه هم لازم نيست. به او بگوئيد که وقتي از او دور بوديد به او فکر مي کرديد. آرزوي سلامتي او را مي کرديد خواهيد فهميد که او هم به فکر شما بوده است. در همان موقع و به چيزي مشابه آنچه شما مي انديشيد فکر مي کرده است.

13 - ”دوست دارم دوستم به من اعتماد داشته باشد“ چارلي 16 ساله
گذشته را به ياد آوريد تا براي آينده دلگرمي داشته باشيد. به روياها و آرزوهاي او گوش کنيد و او را در رسيدن به آرزوهايش کمک کنيد. وقتي به خواسته هايش مي رسد به او توجه کنيد. تشويقش کنيد. اگر مشغله شما بسيار زياد است به او بفهمانيد که واقعاً وقت نداريد و هميشه همراه او هستيد و در موقع مناسب جبران خواهيد کرد.

14 - ”من از مشاجره و داد و فرياد بيزارم، يک رابطه آرام مي خواهم“ ديويد، 17 ساله
مشاجرات را تمام کنيد در اين صورت هر دو برنده خواهيد بود. به جاي داد و فرياد سعي کنيد علت اختلاف سليقه تان را دريابيد. اگر فکر ميکنيد اشتباه از شما بوده عذر خواهي کنيد. و به موضوع خاتمه دهيد. اگر هم اشتباه از او بود عذر او را بپذيريد. او را ببخشيد. اگر از کرده خود اظهار تاسف کرد ديگر نيازي به عصبانيت نيست مداوم اشتباهات او را به او گوش زد نکنيد.

15 - ”دوست دارم من را همانطور که هستم بپذيرد”
او يک پسر است نه يک تکه سنگ. پشت همه علايق و خواسته هاي او چيزي نهفته است . سعي نکنيد علايق او را تغيير دهيد او را به مرد دلخواه خود تبديل کنيد. او يک پروژه نيست که شما روي آن کار کنيد. او همين است که هست،اگر مي خواهيد اش بسيار خوب وگرنه کسي ديگري را پيدا کنيد.

16 - ”من به دنبال دختري هستم که به ظاهر خود اهميت دهد“. جف 17 ساله
به خود برسيد، به روحتان و جسمتان . هر کاري مي توانيد انجام دهيد تا زيبايي هاي وجودتان بارزتر شوند. ولي همه وقتتان را جلوي آينه نگذاريد!

17 - ”دوست دارم دوست دخترم با دوستانم کنار بيايد“، توني ، 15 ساله
به دوستان او هم شانسي بدهيد. بگذاريد شما را بشناسند. او را مجبور نکنيد دوستان قديمي اش (چه دختر و چه پسر) را کنار بگذارد . اگر نمي توانيد خوب صحبت کنيد، اصلاً صحبت نکنيد. اگر مايل نيستيد به جمع آنها بپيونديد به او اجازه گذراندن اوقات را با دوستانش بدهيد.

18 - ” دوست دارم وقتي به من نگاه مي کند، عشقش را احساس کنم“ بنيامين 18 ساله
به چشمان دوستتان عميق بنگيريد، در مهماني ها در خانه و همه جا. به او بنگريد و لبخند بزنيد.

19 - ”دوست دارم احساس کنم براي دوستم واقعاً عزيز هستم“ نيسون، 16 ساله
به تلاش او براي محبت به خودتان پاسخ مثبت دهيد، اگر کاري برايتان انجام ميدهد، حتي اگر نتيجه دلخواه شما را به همراه ندارد، ازتلاش او تشکر کنيد. هيچ چيز بدتر از اين نيست که در نتيجه زحمات به انسان گفته شود” من اصلاً از اين چيزها خوشم نمي آيد“ او را به خاطر اينکه فکر شما را نمي خواند سرزنش نکنيد. از او به خاطر نکات مثبت شخصيتي اش قدرداني کنيد.

20 - ”مي خواهم در زمان سختي هم، همراه من باشد“
زندگي هميشه سرشار از خوشي نيست، شما بايد در زمان هاي سختي هم يار او باشيد. اگر مشکل او جدي است در حل آن به دوست خودکمک کنيد. به ياد داشته باشيد که کسي که در مشکلات غوطه ور است نمي تواند يک ارتباط عاشقانه برقرار کند. شما بايد مثل يک دوست واقعي ولي طوري که خود دچار مشکل نشويد به او کمک کنيد.

21 - ”عشق نبايد حتماً عميق باشد، يک دختر بايد توانايي برقراري رابطه معمولي را هم داشته باشد“ کني،15ساله
زندگي راآسان بگيريد. اگر او را با هداياي زيادي غافلگير مي کرديد، بس کنيد. راه هاي ديگي هم براي نشان دادن علاقه وجود دارد.

22 - ” از دختران حسود خوشم نمي آيد“ رابي 16 ساله
اگر فکر مي کنيد که هر بار که دوستتان به دختري نگاه مي کند منظوري دارد و با اخم و ترشرويي با او برخورد کنيد، در اشتباه هستيد. اين حس حسادت نشان مي دهد که شما به او اعتماد نداريد.

23 - ” من يک دختر تک مي خواهم“ تد ،17ساله
خودتان را در وجود خودتان بارزتر کنيد. سعي نکنيد مثل دوستانتان رفتار کنيد يا از آنها تقليد کنيد. نگرش هاي و عقايد خود را پرورش دهيد. علاقه داشتن به دوستتان به تنهايي کافي نيست او هم بايد به شما علاقه مند شود.

24 -” خانواده من کمي عجيب هستند، ولي دوست دارم دوست دخترم هم مثل آنها عجيب باشد“ فرانک 15 ساله
درباره خانواده اش جويا شويد، خانواده افراد بيشترين تاثير را روي آنها دارند. درباره آنها با احترام صحبت کنيد.

25 - ”دوست دارم ، دوست دخترم همواره به من بگويد که مرا دوست دارد“ جيسون 18 ساله
اگر واقعاً او را دوست داريد، به او بگوييد. نگران نباشيد که او اول به شما نگفته است که دوستتان دارد شايد منتظر است شما اول بگوييد.
مي خواهيد بدانيد که آيا او هم دوستتان دارد يا نه؟ بهترين راه اين است که به او بگوييد که دوستش داريد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آبان1387ساعت 7:20 بعد از ظهر  توسط حسین | 



 

آسمان را گويی غم بر چهره دارد . صدايش شکننده تر از ناله های خفته شده در سينه های مرده است و نگاهش گيراتر از چشمان کودکی است که زير گريه ی ابرها با پای پرهنه می دود.



 


چگونه می توانم از عظمت چشمانت بگويم ,حال آنکه؛
عظمت عشق در آنها خفته و عشق ؛
خود عظمتی است بر خوابهای بی ريا.
پس؛
سکوت می کنم و اين سکوت زيبا ترين و والا ترين عشق ها را در آغوش دارد .
تو نيز سکوت کردی امّا چرا؟؟؟...



نگاهت
بيانگررازدلت نبود!
کاش
اينچنين بود.
...
نمي دانم
رفتنت را ،
به پاي کدامين گناه خود بگذارم
؟

عشقم ؟
صداقتم ؟
شايد هم صميميتم ؟
بگو تا بدانم !
من که تو را
بارها و بارها
از آن خود دانستم ،
حال چگونه باور کنم که مرا
براي هميشه
تا ابد و قيامت
ترک کرده اي !
.....
چگونه ؟
چگونه باور کنم ؟؟؟؟؟؟؟
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد....
وسعت تنهائيم را حس نکرد....
در ميان خنده هاي تلخ من ...
گريه پنهانيم را حس نکرد...
در هجوم لحظه هاي بي کسي ...
درد بي کس ماندنم را حس نکرد....
آن که با آغاز من مانوس بود...
لحظه پايانيم را حس نکرد


در زلال شب
شب هایم بارانی است .....
روزهایم میگذرد ...
من باران اشك می خواهم ...
آنقدر باران می خواهم، تا بتوانم با آن تمامی دلتنگي هايم را در آن زلال کنم

دیوانه ات گشتم ٬ تو عاشق نبودی خیلی دیر فهمیده بودم.

چشم هایت پی دیگری بود ومن این را نفهمیده بودم.
درتمام لحظه هایم هیچ کس تنهائیم را حس نکرد
آسمان غم گرفت
هیچ کس برکه طوفانی ام را حس نکرد.
آنکه سامان غزلهایم از اوست
بی سرو سامانیم را حس نکرد.









 

عشق يه كلمه ي خيلي غريب ولي آشنا با مردم زمان است هر زماني تا به حال عاشق و معشوقي
داشته و داره ولي من چرا عاشق شدم؟ بعضيا عشق رو خريت و بچه بازي مي دونند ولي من
باور ندارم،بعضيا ميگن حماقته ولي من بازهم باور ندارم، من ميگم دوست داشتن با عشق فرق
مي كنه ولي خيلي ها باور ندارن من ميگم اول عاشقي بعد دوست داشتن ولي واسه خيلي ها
فرقي نمي كنه .عشق سوز آتش دل معشوق به قلب عاشق شب سوخته است. ديدي بعضي شبا
مي خواي گريهكني ولي اشكتم واست ناز مي كنه پس من خسته دل چه بگويم كه عاشق شب
سوخته ام! شبسوخته يعني عشق


زندگي از اين همه تكرار خسته ام از هاي و هوي كوچه و بازار خسته ام
دلگيرم از ستاره و آزرده از ماه ام امشب دگر ز هر كه و هر كار خسته
دل خسته سوي خانه تن خسته مي كشم آه ... كزين حصار دل آزار خسته ام
بيزارم از خموشي تقويم روي ميز وز دنگ دنگ ساعت ديوار خسته ام
از خود كه بي شكيبم وبي يار خسته تنها و دل گرفته و بيزار و بي اميد
از حال من مپرس که بسیار خسته ام







 


 

شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

خداحافظ و این یعنی در این اندوه می میرم

در این تنهایی مطلقق که می بندد به زنجیرم

همیشه با تو بودنهای من دیری نمی پاید

و بهد از تو کسی دیگر به دیدارم نمی آید

چونه بگذرم از عشق از دلبستگی هایم

چگونه می روی با آنکه می دانی چه تنهایم
آمد ...
+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آبان1387ساعت 6:40 بعد از ظهر  توسط حسین | 
يه روز بهم گفت: «مي‌خوام باهات دوست باشم؛
آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدم
و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلی
تنهام». يه روز ديگه بهم گفت: «مي‌خوام تا ابد
باهات بمونم؛ آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام».
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من
هم خيلي تنهام». يه روز ديگه گفت: «مي‌خوام برم يه
جاي دور، جايي كه هيچ مزاحمي نباشه. بعد كه همه
چيز روبراه شد تو هم بيا. آخه مي‌دوني؟ من اينجا
خيلي تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم.
فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام». يه روز تو نامه‌ش
نوشت: «من اينجا يه دوست پيدا كردم. آخه مي‌دوني؟
من اينجا خيلي تنهام». براش يه لبخند كشيدم و
زيرش نوشتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلی
تنهام». يه روز يه نامه نوشت و توش نوشت: «من
قراره اينجا با اين دوستم تا ابد زندگي كنم. آخه
مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». براش يه لبخند
كشيدم و زيرش نوشتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.
من هم خيلي تنهام».



حالا ديگه اون تنها نيست و من از اين بابت خيلی
خوشحالم و چيزی که بيشتر خوشحالم می کنه اينه که
نمی دونه من هنوز هم خيلي تنهام ...


تقدیم به اونکه من را با تنهائیام تنها گذاشت

 



زيبايی عشق به سکوته نه فرياد
زيبايی عشق به تحمله نه خورد شدن و فرو ريختن
عشق خياليه که اگه به واقعيت برسه تمام شيرينيه خودش و از دست میده
عشق يه کويره که عاشق تشنه با رويايه سراب معشوق قدم به جلو ميزاره
عشق سخن گفتن با نگاهه
عشق اميد به رسيدن و ترس از نرسيدنه

 










یک روز رسد غمی به اندازه ی کوه یک روز رسد نشاط اندازه ی دشت


افسانه ی زندگی چنین است عزیز در سایه ی کوه باید از دشت گذشت



+ نوشته شده در  شنبه 4 آبان1387ساعت 11:31 بعد از ظهر  توسط حسین | 
 

دستت را به من بسپار تا از گرمي آن وجودم را پر كنم

گوشت را به من بسپار تا زمزمة عشق را در آن جاري كنم

شانه ات را به من بسپارتا آن را تكيه گاه تنهاييم كنم

قلبت را به من بسپار تا آن را در هاله اي از نور نگهداري كنم

صدايت را به من بسپار تا مهربانيت را تدريس كنم

چشم هايت را به من بسپار تا تازگي عشق را در آن پيدا كنم

جسمت را به من بسپار تا مادام آن را گل باران كنم

همه را به من بسپار تا معني خواستن را ياد بگيرم

و ياد بگيرم چگونه با وجود تو در حضور عشق خود را بازيابم...
+ نوشته شده در  شنبه 27 مهر1387ساعت 9:17 بعد از ظهر  توسط حسین | 

 


ای
همراه
مـــــــــن
تنــــــها با تو
تا اوج عشـــــــق
هـم پـــــــــــــروازم
با قلب تو دلدار من هم آوازم
تو همپـــــــــای من، تنـــها با من
هـــــــــــــــــــم آوائـــــــــــــــــــی
با درد مــــــــــــــــن، آشنـــــــــــــــائی
تکیـــــــــــــــــــه گاهی ، همصــــــــــدائی
ما فریاد عشـــــــــــــــــــق، در قلب شــــــــب
دلگرمی عاشــــــــــقای بیصــــــــــــدائیــــــ ــــم
ما، دل میبازیم دریا دریا ،تابیکران،عاشقای بی پروائیم
تو، با مــــــــــــن بمـــــــــــان، ای مهـــــــــــــــــــــرب ان
چون ماه شــــــب در آســــــــمان؛ بر من بتــــــــــــــــــــاب
تا بیـــــــــــــــــکران مثـــــــــــــــــل مهتــــــــــــــــــــــ اب
مــــن تا مـرز جان؛ از عشقمان میسـوزم ای آرام جـــان
بر من بتـــــــاب تا کهــــکشــان مثــــل آفتــــــــــاب
ما؛ فریــــاد عشـــق در قلــــب شب دلگـــــرمی
عاشقــــــــــــای بیصــــــــــــــــــــدا ئیم
ما؛ دل میبازیم دریا دریا تا بیکران
عاشقـــــــای بی پــــروائیـــــــــم
ای تورؤیـای شبهای مـــــــن
عشقو ببین تو چشمای من

 

 من به دو چيز عشق مي ورزم:

يكي تو


و ديگري وجود تو



به دو چيزاعتقاد دارم :

يكي خدا

وديگري تو



من در اين دنيا دو چيز ميخواهم :

يكي تو

وديگري خوشبختي تو



من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم :

يكي تو


وديگري براي با تو موندن تا هميشه

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مهر1387ساعت 11:14 بعد از ظهر  توسط حسین | 

 

شب بود و شمع بود ومن بودم و غم


شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم


چون شمع نشستم که بسوزم سر راهت


چون اشک چکیدم که ببینم رخ ماهت


بیا بیا که سوختم همیشه به راه تو


بهشت را فروختم به نیمی از نگاه تو

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مهر1387ساعت 1:46 قبل از ظهر  توسط حسین | 

 

من با تو همه آب‌هاي جهان را شناور گشته‌ام

من با تو تمامي آسمان‌ها را به پرواز كشيده‌ام

و سراسر صحراها را طعم باران چشانيده‌ام

من از مرور تو، همه جام‌هاي گذشته را لبريز كرده‌ام

و تمامي لحظه‌هاي عشق را يك جرعه سركشيده‌ام

و تشنه‌ام هنوز!

تمامي دشت‌هاي هستي‌ام از آن توست

كاش گل‌هاي بيشتري داشتم

و چشمه‌هاي نوش‌تري

بر كدام موج آرام نشسته‌اي

كه در لالايي نگاهت

اين همه آرامم مي‌كني
 
در گهواره چشماني كه، دنياي مرا تاب مي‌دهد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مهر1387ساعت 3:45 بعد از ظهر  توسط حسین | 

 

دوباره واژه به واژه ترانه می بافم ... برای بودن با تو بهانه می بافم



و تارهای نگاه تو را که بی همتاست ... به پود خاطره ای عاشقانه می بافم



درون خانه ای از التماس دستانم ... تمام شعر تو را عارفانه می بافم



به این امید که فردا دوباره می آیی ... دعای وصل تو را من شبانه می بافم



دوباره قصه مرداب را نگو بانو ... تو فرصتی بده خود را روانه می بافم


شبیه رود بزرگی که در پی دریاست ... نگاه بحر تو را بی کرانه می بافم



درخت زندگیم ریشه کن شده اما ... امید زندگی من: جوانه می بافم


اگر اراده کنی می رسم به آغوشت ... و توی قلب تو من آشیانه می بافم

+ نوشته شده در  جمعه 12 مهر1387ساعت 1:52 قبل از ظهر  توسط حسین | 


مینویسم با سکوتم مثل رویا مثل یه خواب
خطی از دلتنگی خویش نامه ای نوشته بر آب

از غروب و غربت من از یه راه دور و دشوار

برسه به دست عشقم که نشسته کنج دیوار

پشت دیوار سکوتم جاده های جستجو هام

جایی که شکسته میشد قلکای آرزوهام

+ نوشته شده در  جمعه 12 مهر1387ساعت 1:49 قبل از ظهر  توسط حسین | 

من اگر روح پريشان دارم


من اگر غصه هزاران دارم


گله از بازي دوران دارم


دل گريان،لب خندان دارم


به تو و عشق تو ايمان دارم

 

+ نوشته شده در  جمعه 12 مهر1387ساعت 1:44 قبل از ظهر  توسط حسین | 
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،
بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند،
و تو از او رسم محبت بياموزي .
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،
بلکه گذاشتن سدي در برابر روديست که از چشمانت جاريست.
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،
بلکه پنهان کردن قلبي ست که به اسفناک ترين حالت شکسته شده .
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،
بلکه نداشتن شانه هاي محکمي ست که بتواني به آن تکيه کني ،
و از غم زندگي برايش اشک بريزي .
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،
بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگي ست ،
که مجبوري آخرش را با جدائي به سرانجام رساني .
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،
بلکه نداشتن يک همراه واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد .
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،
بلکه به دست فراموشي سپردن قشنگ ترين احساس زندگي ست .
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،
بلکه يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مهر1387ساعت 1:3 قبل از ظهر  توسط حسین | 

 

در این سکوت شکسته ام بیا صدایم کن

بیا از این شب بی انتها جدایم کن

بیا دوباره مرا چون ستاره در دل شب

درون بستر هفت آسمان رهایم کن

برای آن که بینی زوال قلب مرا

بپای حضرت چشمت بیا فدایم کن

چه دردی می کشم تو را به حرمت عشق

به اسم اعظم دل با غزل روایم کن

بیا که بی تو در این اضطراب خواهم مرد

دگر از این همه دلواپسی رهایم کن
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مهر1387ساعت 3:28 قبل از ظهر  توسط حسین | 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1 مهر1387ساعت 0:3 قبل از ظهر  توسط حسین | 
بعضی عشقها سرابند، هرگز به آن نخواهی رسید بعضی عشقها عذابند، که به انسان فرود می آیند بعضی عشقها رحمتند، که به انسان نازل می شوند بعضی عشقها دامند، چشم باز برای نیفتادن در آن لازم است بعضی عشقها باتلاقند، تلاش برای رهایی از آن غرق شدن بیشتر را به دنبال دارد بعضی عشقها پرنورند، آنقدر که کور می کنند انسان را بعضی عشقها کم نورند، بدون آسیب رساندن روشنایی می بخشند وگاهی چراغ راه میشوند بعضی عشقها داغند، می سوزانند همه چیز راهمچون آتش بعضی عشقها گرمند، گرمایی مطبوع می بخشند در زمان نیاز، همچون بخاری در زمستان بعضی عشقها خوار کننده اند ، موجب ذلت ورسواییند بعضی عشقها آبرو وعزت می بخشند به انسان بعضی عشقها تکراری وکسالت آورند بعضی عشقها تازه ونابند بعضی عشقها حقیقتند بعضی عشقها توهم وخیالند برای بعضی عشقها عقل باید دل را تنبیه کند برای بعضی عشقها عقل باید دل را تحسین کند
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت 2:8 بعد از ظهر  توسط حسین | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 2:11 قبل از ظهر  توسط حسین | 
. A – Accept : پذیرا باشید: دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید

. B - Break away : خودتان را جدا سازید: خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید

. C - Creat : خلق کنید : خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید و با آنها امیدها ، آرزوها ، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید

. D – Decide : تصمیم بگیرید: تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید . در آن صورت شادی راهش را به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد

. E - Explore : کاوشگر باشید : جستجو و آزمایش کنید . دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید

. F - Forgive : ببخشید : ببخشید و فراموش کنید . کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند

. G - Grow : رشد کنید: عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند

. H – Hope : امیدوار باشید: به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است ، البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید

. I - Ignore : نادیده بگیرید: امواج منفی را نادیده بگیرید . روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید . پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند

. J – Journey : سفر کنید: به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن ، امکانات جدید را آزمایش کنید . سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید ، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید

. K – Know : بدانید: بدانید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد . همان طور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید.

L – Love : دوست بدارید : اجازه دهید که عشق به جای نفرت ، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد ، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است ، تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد

. M – Manage : مدیر باشید: بر زمان مدیریت داشته باشید ، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید

. N - Notice : توجه کنید: هرگز افراد فقیر ، ناامید ، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید

. O -Open : باز کنید: چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید ، حتی در سخت ترین و بدترین شرایط ، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد

. P –Play : بازی و تفریح کنید: فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید . بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع ، مفهومی ندارد

. Q – Question : سوال کنید: چیزهایی را که نمی دانید بپرسید ، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید

. R – Relax : آرامش داشته باشید: اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد.

S – Share : سهیم شوید: استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید ، زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد

. T – Try : تلاش کنید: حتی زمانیکه رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید . با تلاش و مشارکت درانجام کارها ماهرو خبره می شوید

. U – Use :
استفاده کنید : از استعدادها وتوانایی ها یتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید . استعدادهایی که تلف شوندارزشی ندارند. استفاده صحیح از استعدادها و تواناییهایتان برای شما پاداش هایغیرمنتظره ای به دنبال دارد

. V – Value :
احترام بگذارید: برای دوستان واقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند ، ارزش قایل شوید و هر کاری که از دستتانبر می آید برای آنها انجام دهید

. X – X-Ray :
اشعه ایکس: با دقت و شبیهاشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید در نتیجه شما زیبایی و خوبی را درقلب آنها خواهید دید

. Y – Yield :
اجازه دهید: اجازه دهید که صداقت ودرستکاری وارد زندگیتان شود. اگر شما در راه درستی حرکت کنید در انتها خوشبختی راخواهید یافت

. Z – Zoom :
تمرکز کنید: زمانی که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پرکرده است ، به جاهای شاد بروید . اجازه ندهید که تلخی ها مانع رسیدن شما بهاهدافتان شود. در عوض روی توانایی ها ، رویاها و فردایی روشن تمرکز کنید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 1:55 قبل از ظهر  توسط حسین | 
جواب سلام را با علیک بده

جواب تشکر را با تواضع

جواب کینه را با گذشت

جواب بی مهری را با محبت

جواب ترس را با جرأت

جواب دروغ را با راستی

جواب دشمنی را با دوستی

جواب زشتی را به زیبایی

جواب توهم را به روشنی

جواب خشم را با صبوری

جواب سرد را به گرمی

جواب نامردی را با مردانگی

جواب همدلی را با رازداری

جواب پشتکار را با تشویق

جواب اعتماد را بی ریا

جواب بی تفاوتی را با التفات

جواب یکرنگی را با اطمینان

جواب مسؤلیت را با وجدان

جواب پشتکار را با تشویق

جواب اعتماد را بی ریا

جواب مسؤلیت را با وجدان

جواب حسادت را با اغماض

جواب خواهش را بی غرور

جواب دورنگی رابا خلوص

جواب بی ادب را با سکوت

جواب نگاه مهربان را با لبخند

جواب لبخند را با خنده

جواب دل مرده را با امید

جواب منتظر رابا نوید

جواب گناه را با بخشش

همیشه جوابه های ، هوی نیست

جواب خوبی را با خوبی بده

جواب بدی را هم با خوبی بده

و جواب عشق چیست جز عشق
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 1:35 قبل از ظهر  توسط حسین | 
استاد اقتصاد:چیزیه که همیشه تقاضا برای اون بیشتر از عرضه است

استاد حسابداری:یک اعتباره چون وقتی برمیگرده سودمنده

استاد جبر:نامتناهیه چون دو تقسیم میشه بر هیچ

استاد هندسه:کوتاهترین فاصله بین دو لبه

استاد فیزیک:انقباض دهانه در اثر انبساط قلب

استاد شیمی:واکنشیه در اثر برهم کنش دو قلب


استاد جانور شناسی:تبادل باکتریهای بزاقیه

استاد فیزیولوژی:کنار هم قرار گیریه دو تا عضله مایله در وضعیت انقباض

استاد دندانپزشکی:عفونی و ضد عفونی کنندست

استاد آمار:رویدادیه که احتمال وقوعش بستگی داره به آمار حیاتی ۳۶-۲۴-۳۶

استاد فلسفه:برای کودکان اذیته برای جوانان خوشیه برای سالمندان بیعته

استاد زبان:اسمیه که به عنوان حرف ربط بکار میره.بیشتر از حد معمول
رایجه.بصورت جمع بیان میشه و برای همه قابل اجراست

استاد معماری:پروسه ایه که بین دو تا جسم متحرک یک اتصال سفت ایجاد می کنه

استاد کامپیوتر:به نظر میاد یک متغیر تعریف نشدست

استاد گرافیک: لوگوی عشق

استاد معارف:1.بوسه حلال :نزول رحمات الهی 2.بوسه حرام :پلی به سوی ابلیس

استاد ادبیات :تزلزل لیلی ، حربه مجنون
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 شهریور1387ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط حسین | 





















+ نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 8:44 بعد از ظهر  توسط حسین | 

+ نوشته شده در  شنبه 9 شهریور1387ساعت 7:18 بعد از ظهر  توسط حسین | 
آگاهی از معانی رنگ گلها، تعداد شاخه های گل در یک دسته می تواند ما را در اهدای درست و افزایش تاثیرگذاری آنها یاری دهد
فراموش نکنید که لازم نیست حتما منتظر موقعیت و اتفاق خاصی برای هدیه گل به کسانی که دوستشان دارید باشید، در حقیقت گل هدیه ایست که اگر به صورت غیر منتظره تقدیم شود ارزش بیشتری دارد.

● معنی تعداد شاخه گلها بصورت کلی در یک دسته
- ۱ شاخه گل نشانه توجه یک فرد به طرف مقابل
- ۳ شاخه گل نشانه احترام به طرف مقابل
- ۵ شاخه گل نشانه علاقه و محبت به طرف مقابل
- ۷ شاخه گل نشانه عشق

● معنی تعداد شاخه گل های رز در یک دسته
- ۱ شاخه رز : یک احساس عاشقانه فقط برای تو
- ۳ شاخه رز: دوستت دارم
- ۵ شاخه رز: بی نهایت دوستت دارم
- ۱۲ شاخه رز : عشق ما به یک عشق دو طرفه تبدیل شده است
- ۳۶ شاخه رز : احساس وابستگی رمانتیک
- ۹۹ شاخه رز : عشق من برای تو جاودانه و تا ابد می باشد.
- ۳۶۵ شاخه رز : هر روز سال به تو می اندیشم و دوستت دارم.
- همچنین ۱۰ شاخه گل لاله عمومآ به نشانه یک عشق بی نظیر است بکار برده می شود.

● معنی رنگ رزها
- رز قرمز : رز قرمز کم رنگ به نشانه " دوستت دارم" می باشد و رز قرمز پر رنگ به معنی زیبایی بی انتهاست.
- رز زرد : امروزه رز زرد به معنی شادی و خوشحالی می باشد ولی در گذشته این رنگ رز معنی کاهش میزان علاقه و وفاداری را داشت.
- رز سفید : رز سفید به معنی عشق روحانی و پاک است و در دسته گل عروس به معنی احساس عاشقانه شادی آور می باشد.
- رز ارغوانی : این رز به معنی تمایل و اشتیاق فرد به طرف مقابل است.
و رز نارنجی به معنی "من فریفته و دلباخته تو هستم" می باشد.
- رز معطر : بدین معنی است که عشق در نگاه اول بوجود آمده است.
- رز صورتی : رز صورتی کم رنگ به معنی تحسین ، ستایش ، وقار و شایستگی و زیبایی می باشد و رز صورتی پر رنگ به معنی تشکر از طرف مقابل است.
- به طور کلی تمام رزهای کم رنگ به معنی دوستی با طرف مقابل می باشند.

● ترکیب رنگهای مختلف رز در یک دسته گل
- ترکیب رز زرد و قرمز در یک دسته گل به معنی" تبریک " در هر مناسبتی می باشد.

- ترکیب رز زرد و نارنجی در یک دسته گل به معنی علاقه زیاد به طرف مقابل است.
- ترکیب رز قرمز و سفید به معنی یگانگی و اتحاد با طرف مقابل می باشد.
+ نوشته شده در  شنبه 9 شهریور1387ساعت 6:38 بعد از ظهر  توسط حسین | 

عشق يعني گريه بچه....براي يک بستني!


عشق يعني خنده اي يک پدر......براي خنده اي فرزندش!


عشق يعني نواي آهنگ يه پيانو.....در گوش انسان!


عشق يعني دامادي در کت و شلوار.........و شب عروسي!


عشق يعني بوسه ...........بر گونه معشوق!


عشق يعني بستن پيشانبند با نام يا زهرا......قبل از ورود به شلمچه!


عشق يعني واکس زدن پوتين......قبل از مانور!

عشق يعني نمره ۱۲ .......که از مشروطي بيايي بيرون!

عشق يعني دو قطره اشک.........روي خاک کربلا!

عشق يعني تک چرخ زدن با موتور.......تو عروسي رفيقت!

عشق يعني يه سيب سرخ، سرخ ،سرخ!

عشق يعني مبارزه ........براي اعتقادت!

عشق يعني نجف....و بسوزي که نجنگيدي!

عشق يعني کربلا....وبميري برا پرچم رو گنبدش!

عشق يعني يه انار دون دون شده........تو کاسه اي مشترک!

عشق يعني...... عصاي بابا بزرگ!

عشق يعني....... چادر مادر بزرگ!

عشق يعني حافظييه......با نارنجاي خوش بوش!

عشق يعني دربند.....و ۲ سيخ کوبيده!

عشق يعني ۴ روز بيداري......و جنگيدن !

عشق يعني بهشت زهرا........و شهيد آويني اش!

عشق يعني اتاقت..........و يه کمد پر از عکس!

عشق يعني اينکه ........بدوني خدا رحمانِ و رحيمِ !ِ

عشق يعني.......زندگي ......................................و يک خط ممتد بدون پايان!.........و من به دنبال پايانش مي گردم.........................رهگذرتو مي داني پايانش کجاست؟...................................... ..................

+ نوشته شده در  شنبه 9 شهریور1387ساعت 2:26 قبل از ظهر  توسط حسین | 

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت 9:56 بعد از ظهر  توسط حسین | 
1- هميشه نسبت به هم مؤدب باشيد، اين کار بسيار آسان است و در کيفيّت روابط‌‌تان تفاوت چشم‌گيري ايجاد مي‌کند.

2- زماني که براي نخستين بار همسرتان را ديديد و عاشقش شديد را به ياد بياوريد و نامه عاشقانه‌اي برايش بنويسيد و طي آن جزئيات آن خاطره را برايش بازسازي نماييد.

3- داخل اتومبيل همسرتان يادداشتي بگذاريد که روي آن نوشته شده : «عشق توست که چرخ‌هاي دنيا را مي‌چرخاند».

4- وقتي در هواي سرد با هم قدم مي‌زنيد کت‌تان را درآورده و بر روي شانه‌هايش بيندازيد.

5- به او بگوييد با تمام افرادي که تاکنون ديده‌ايد تفاوت چشم‌گيري دارد. اين موضوع در روابط‌تان تحوّل شگفت‌انگيزي به وجود خواهد آورد.


(يک زن خوب، الهام‌بخش مرد است. يک زن فوق‌العاده، نظر مرد را جلب مي‌کند، يک زن زيبا، مرد را شيفته خود مي‌کند. يک زن دل‌سوز، قلب مرد را مي‌ربايد...)
6- به پاس قدرداني از زحماتش، دستش را ببوسيد.

7- فکر کنيد که ديگر محبوب‌تان را نخواهيد ديد و پس از آن نامه عاشقانه بلندبالايي برايش بنويسيد و به او بگوييد او و عشقش براي شما چه معنا و جايگاهي دارد.

8- در کمد لباس‌هايش عطر بپاشيد.

9- اگر دلتان مي‌خواهد احساساتي برخورد کند، شما نيز با او احساساتي‌تر باشيد.

10- زمان، دل‌هاي شکسته را درمان مي‌کند!

11- به نقطه ضعف‌هاي همسرتان پي ‌ببريد و زماني که بين شما مشکلي پيش مي‌آيد، انگشت روي آنها نگذاريد.

12- دفترچه‌اي از حوادث جالبي که برايتان رخ داده است درست کنيد و زماني که او نياز به کمي تجديد روحيه و تفريح دارد آن را در اختيارش بگذاريد.

13- همين امشب به هنگام صرف شام در دهان همسرتان لقمه بگذاريد.

14- با او مانند يک انسان رفتار کنيد نه يک شيء.

15- با او به عنوان مهم‌ترين شخصيّت دنيا برخورد کنيد.


(در صورتي که با افرادي که دوستشان داريد هم‌دردي کنيد، آنها بيشتر مجذوب شما مي‌شوند).
16- براي حفظ سلامتي‌اش از هيچ‌کاري دريغ نکنيد.

17- وقتي روز بدي را پشت سر گذاشته‌ايد سرتان را روي شانه‌هاي او بگذاريد و يک دل سير گريه کنيد.

18- با همديگر از فرزندانتان مراقبت کنيد.

19- هرگاه مي‌خواهد از خانه خارج شود تا جلوي در خانه دنبالش رفته و او را بدرقه کنيد.

20- هرگاه يک مشاجره لفظي بين شما پيش آمد زود همه چيز را فراموش کنيد.
+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت 8:3 بعد از ظهر  توسط حسین | 
+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت 1:40 قبل از ظهر  توسط حسین | 
ستاره من عشق تو

متولدين فروردين ماه :
به سوي من بيا
تا تو را حس كنم
و دنيا خواهد ديد
داستان عشقي سوزان را
كه شعله اش در قلب من خواهى بود

به هنگام عاشقي گويي در دنياي شواليه ها و پرنسس ها سر مي كند.
قلبا عاشق است و در عشق پا بر جاست.

متولدين ارديبهشت ماه :
عشق را در چشمان من بنگر
چهره ي بر افروخته ام را ببين و عشق را حس كن
به صداي نفس هاي من گوش كن
و بشنو ترانه ي عشق را

عاشقي بي قرار است و كمرو ولي پر شهامت.
موسيقي بر او تاثير فراوان دارد.

متولدين خرداد ماه :
با من به رويا بيا به روياي عشق
بيا تا بر فراز بلندترين كوه گام نهيم
بيا تا در ژرف ترين اقيانوس شنا كنيم
بيا تا به دورترين ستاره ها پر كشيم
بر عشق ما هيچ چيز ناممكن نيست

بهترين عاشق دنياست و گفتارها و دل او پر ز روياهاي عاشقانه است.

متولدين تير ماه :
بهشت هيچ است
در برابر گام برداشتن در كنار تو
در شبي زيبا
زير نور ماه

دلي نازك و پر ز محبت دارد و از دل سوختن مي هراسد.

متولدين مرداد ماه :
گويي خورشيد گرماي خود را از دست داده است
و گل هاي سرخ عطري ندارند
و ستارگان ديگر نمي خوانند
آن گاه كه چشم مي گشايم و مي بينم
با تو نيستم

عاشق پيشه است و بي عشق زندگي نمي كند.

متولدين شهريور ماه :
شايى به نظر برسد كه عاشق نيستم
شايد به نظر برسد كه نمي توانم عاشق باشم
شايى به نظر برسى كه حتي نمي خواهم عاشق باشم
ولي نه در برابر عشقي مانند عشق من به تو
كه تا آخرين لحظه عمر آن را در قلبم نگاه خواهم داشت

عشق او شعله اي كوچك ولي جاودان است و در پي عشقي حقيقي است.

متولدين مهر ماه :
با پر شورترين گفتارهاي عاشقانه
با ماجراهاي عاشقانه اي كه خواهيم داشت
با فداكاري هايم در راه عشق به تو
خواهي ديد كه چگونه دوستت دارم

در امور عشقي ورزيده است و زندگي اش پر ز ماجراهاي عاشقانه است . . .
زن متولد مهر عشق خود را در عمل نيز به اثبات مي رساند.

متولدين آبان ماه :
در التهاب شنيدن ترانه ي گام هاي تو هستم
كه به سوي من مي آيي
و عاشقم بر انتظار آن لحظه كه تو را در كنار خود حس كنم
دوستت دارم

هيجان عشق براي او زيبا و پر جاذبه است و در عشق صادق است.

متولدين آذر ماه :
نجوايي از سوي تو
نگاهي كوتاه از تو
لبخندي شيرين بر لبان زيبايت
و من خود را غرق در عشق مي يافتم

خوش بين است و راستگو. شايد نگاهي شاعرانه به عشق داشته باشد.

متولدين دي ماه :
روزها ماه ها و سال ها مي گذرند
و شايد هيچ چيز عوض نشود
جز من
كه بيش از پيش عاشق گشته ام

شايد در ظاهر بي احساس باشد ولي قلبي گرم و پر ز عشق دارد.

متولدين بهمن ماه :
مي خواهم آزاد زندگي كنم
بسان پرندگان مهاجر
ولي قفسي ساخته از عشق تو
جايي است كه همواره رو به آن خواهم داشت

عشق خود را دير ابراز مي كنى و عاشق آزادي است. اولين عشق او قلبش را به تپش در مي آورد و هرگز فراموش نخواهد شد.

متولدين اسفند ماه :
من آني نيستم
كه بي عشق زندگي را سر كنم
آن گاه كه در رويايي عاشقانه هستم
و چشمانم را مي گشايم
و عشق رويايي ام را در تو مي بينم

در عشق بي نظير است.جذاب و پر نشاط است.احساساتي و رويايي است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت 6:39 بعد از ظهر  توسط حسین | 

برای فروردین:
که به جهان بیاموزد عشق "معصومیت" است واز جهان بیاموزد که عشق "اعتماد" است.

برای اردیبهشت:
که به جهان بیاموزد عشق "صبر و تحمل" است واز جهان بیاموزد که عشق "بخشش وگذشت" است.

برای خرداد:
که به جهان بیاموزد عشق "آگاهی" است واز جهان بیاموزد که عشق "احساس" است.

برای تیر:
که به جهان بیاموزد عشق "فداکاری" است واز جهان بیاموزد که عشق "آزادی " است.

برای مرداد:
که به جهان بیاموزد عشق "شور و نشاط" است واز جهان بیاموزد که عشق "فروتنی" است.

برای شهریور:
که به جهان بیاموزد عشق "نیاز" است واز جهان بیاموزد که عشق "کمال" است.

برای مهر:
که به جهان بیاموزد عشق "زیبایی" است واز جهان بیاموزد که عشق "هماهنگی" است.

برای آبان:
که به جهان بیاموزد عشق "هیجان" است واز جهان بیاموزد که عشق "تسلیم شدن" است.

برای آذر:
که به جهان بیاموزد عشق "صمیمیت" است واز جهان بیاموزد که عشق "وفاداری" است.

برای دی:
که به جهان بیاموزد عشق "عقلانی" است واز جهان بیاموزد که عشق "از خود گذشتگی" است.

برای بهمن:
که به جهان بیاموزد عشق "اغماض" است واز جهان بیاموزد که عشق "یگانگی" است.

برای اسفند:
که به جهان بیاموزد عشق "رحم وشفقت" است واز جهان بیاموزد که عشق "همه چیز" است

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 6:33 بعد از ظهر  توسط حسین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من و حسین قراره این وب رو کامل کنیم البته با کمک نظرات شما .
امیدوارم از مطالبمون خوشتون بیاد.

نوشته های پیشین
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
نویسندگان
حسین
حدیثه
پیوندها
عکس های جدید(نرگس جون)
درد دل ها و...(عسل جونی)
یکی بود، هیشکی نبود(سلمان)
دختران جسور(غزال خانم)
عاشقی جرم قشنگی نیست(سپیده جونی)
دل نوشته های عاشقی بی معشوق(آقا محمد)
نماز ستون دین است(کیوان)
مردی از جنس شیشه(شایان)
عاشق بی معشوق(آقا بهنام)
میخوام فقط با تو باشم...(حدیثه خانم)
دل دیوونه ی من(عسل)
وبلاگ هادي محمدي
جذابیت های روز
-# فروشگاه فیلم DVD #-
تفریح>جک>ترفند>مطالب عاشقانه>هرچیکه بخوای
قاطي پاتي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان