![]() |
![]() |
|
|
چه کسی می تواند احساسات و هیجانات ناشی از اولین عشقی که در سنین جوانی و نوجوانی تجربه کرده است،به دست فراموشی بسپارد؟زمانی که ساعت ها در رویاهای شیرین غرق می شدیم....حتی پیش از آنکه کلمه ای از احساساتمان را برای طرف مقابل به زبان بیاوریم؟نخستین ملاقات و قول و قرار ها، اولین کلماتی که عاشق و معشوق رد و بدل می کنند، آنچنان شگفت انگیز و زیباست که با هیچ قلمی نمی توان آنرا توصیف کرد.در آن لحظات هیچ چیز بدون عشق امکان نداشت و آیندۀ بدون آن اصلاً قابل تصور نبود.در آن دوران شیرین،عشقمان خالص و حقیقی است.
هردو طرف خودرا در رویاها غرق می سازند،در رویا همه چیز بر وفق مراد آنهاست و آینده ای برای خود تصور می کنند که در آن همه چیز زیبا و درخشان است و هیچ چیز نمی تواند جلوی آن را بگیرد، به جز.....
اما دیری نمی گذرد که نخستین مشکلات پیش می آید و به دنبال آن چه اشک ها و آه هایی که از سینه ها بر نمی خیزد. چطور توانست این کاررا با من بکند؟
هیچ وقت فکر نمی کردم این کاررا بکند!!؟
و به دنبال آن زندگی چنان تیره و تار می شود که حتی فکر خودکشی به سراغ شخص می آید اما پیش از آنکه همه چیز نیست و نابود شود،آهنگ عشقی تازه به گوش می رسد و روز از نو و روزی از نو....
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 4 دی1386ساعت 6:46 بعد از ظهر توسط حدیثه |
|
|
جاودانه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 4 دی1386ساعت 2:0 بعد از ظهر توسط حدیثه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من و حسین قراره این وب رو کامل کنیم البته با کمک نظرات شما .
امیدوارم از مطالبمون خوشتون بیاد. |
| نویسندگان |
|
حسین حدیثه |
|
RSS
|